پردیس سینمایی اصفهان سیتی سنتر

برنامه سانس های امروز
04/12 1399
هنر و تجربه

چی چکا قصه شب

پردیس سینمایی اصفهان سیتی سنتر
چی چکا قصه شب خرید بلیت



کارگردان و تهیه کننده: رهـا فـریـدی


 سال ساخت:۱۳۹۶


بازيگران:


ابراهیم منصفی، رحمان رکنی، رضا کولغانی، ابراهیم علوی، هادی آرمین، فاضل پیش، محسن آزادبخش، حمید سعید، ناصر منتظری، حسام نقوی، ابراهیم شهدوستی، منصور نعیمی، غلام توسلی، مسعود پاکدامن، محمد عقیلی، سیدعلی حسینی، سهراب حسنی پور، شرف حسینی، فرشید فرهت، حسین قدسی نژاد، غلام زارعی، ناصر عبداللهی، نازنین عبداللهی، سمیرا نقشبندی، شیخ علی علوی، آرین علوی، مردم هرمزگان




سایر عوامل:


تصویر و صدا، تدوین: رهـا فـریـدی ، مشاور تدوین: کـامـبـیـز صـفـاری ، صداگذاری و میکس: امیـرحسیـن قاسمی ، اصلاح رنـگ و نور: فرهاد قدسی، آرش مالکی ، ترانه ها و نقاشی ها: ابراهیم منصفی ، گرافیک: نوید قائم مقامی ، زیرنویس: پـوریـا صـدر ، حامی پروژه: آرا فریدی

درباره فیلم:

‎"چی چکا" که به بندرعباسی به معنی قصه ی شب است، مستندی است موزيکال و مردم نگار. فيلم روايتگر زندگی پرچالش خنياگر هرمزگانی "ابراهيم منصفی" است. او ریتم و سروده های بومی اش را با گیتار همراه کرد و ترانه هایی از عشق و رنج و آزادی به یادگار گذاشت. "چی چکا قصه ی شب"، پنجره ای به جنوب ايران باز می کند؛ معرف موسيقی محلی و معاصر بندرعباس است و آداب و رسوم مردمان اين منطقه را به تصوير می کشد.


نظر کارگردان:

"چی چکا قصه ی شب" ادای دینی است به سرزمین مادری ام و به هنرمندان مستقلی که در زمان حیاتشان شناخته نشدند. خانه مادربزرگ در بندرعباس، قبل از اینکه جاده و بلواری باشد، چند قدمی شن و ماسه و صدف بود تا برسد به دریا. در و پنجره های فیروزه ای، نون ریخته رو تاوه، بوی کُنار و انبا، لکه های قرمز توت رو زمین حیاط خانه... موسیقی بندری، چمک، سرکنگیِ اقوام و گیتار... که وارد شده بود با منصفی به این دیار... ثبت و ضبط باقی ماندهء این فرهنگ آبا اجدادی آرزویم بود، فرهنگی که مثل تمام آداب قدیم جهان کم کم دستخوش تغییر و زندگانی مدرن می شود و روز به روز طعم و بویش را بیشتر می بازد. 


از سال ۱۳۸۲ سفرهای تحقیقی ام به جنوب آغاز شد. محقق و عاشق موسیقی بودم و ثبت و ضبط هر نوای تازه و هر استعداد کشف نشده ای شغلم شده بود. تهیه کننده یک برنامه موسیقی بودم که هر هفته به معرفی موزیسینی شنیده نشده می پرداخت. زمانی که تصمیم به ساخت فیلم گرفتم تقریبا بیشتر تحقیق در طول سالها انجام شده بود و با فضای موسیقی هرمزگان آشنا بودم. در هرمزگان به هر سویی سفر کنید، ترانه های "ابرام" به گوش می خورد! پخش می شود، آموخته می شود، زمزمه و اجرا می شود... امروز "منصفی" برای هرمزگانی ها اسطوره ایست و افسانه اش شنیدنی. این گستردگی و تاثیرش بر نسل نو، ثبت این قصه را ضروری تر کرد. برای رسیدن به قصه ی زندگی ابراهیم منصفی، گوش سپارِ روایتگران بسیاری شدم. روایتگرانی که یارش بودند و هر یک دوره ای کنارش بودند. 


هر کدام با حسن نیت، روایت خود را از برداشتها و خاطراتشان بیان کردند. باور دارم که هرگز نمی توان زندگی هیچکس را حتی از زبان خودش به صحت کامل بازگو کرد. در این فیلم تلاش کردم نکاتی را که از زبان بسیاری تکرار شد، نزدیکترین به حقیقت فرض کنم و در این روایت جای دهم. خوشبختانه منصفی نویسنده بود و در بیان و ثبت حالات، احساسات و افکارش هیچ کم کاری نکرده است. ارزشمندترین اسناد دستنوشته هایش بودند که شاعر را به بهترین شکل نمایان می کنند. منصفی را خواندم و شنیدم، همچنین نزدیکانش را... و پایه های اصلی قصه شکل گرفت. حقیقت هیچ زندگی قابل بیان نیست. یک اتفاق واحد از منظر هر یک از ما، خود قصه ایست مجزا. "چی چکا قصه ی شب" فقط تلاشی است برای روایتِ قصه ای از یک زندگی! هزینه پساتولید فیلم از طریق کمپین کیک استارتر و حمایت مردمی تامین شده است. این فیلم یک تولید کاملا مستقل و تجربی است.

 
 



هیچ سانسی یافت نشد